تبليغاتX
≈یک لیوان چرت و پرت گلاسه≈


≈یک لیوان چرت و پرت گلاسه≈

ماه من! حتی اگر از پشت ابر بیرون نیایی، سکوت هم کنی،می شناسمت!

تفلده یولی جون باعث شد دوباره بیامو اپ کنم....

فدات بچم تولدت مبارک باشه اینم یه تولد وبلاگی برای تو........

بو.......بوسسسسسسسسسسسسسسسسس

00003653.gifparty038.gif


بعدا نوشت:یادم رفته بود ثبته موقت نکنم....با عرض معذرت دیر شد ........
تاريخ پنجشنبه سوم آذر 1390سـاعت 18:29 نويسنده سارینا | |

یه باد خنک هو هو هو....

یه ماچه محکم.................ماچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ

یعنی بد بختیا داره به حد اعلا میرسه شیطونه میگه خودتو در عرضه سه سوت از رو زمین محو کن...Smilehaa

همش مریضم Smilehaaیا اینکه یه چیزایی عصبیم میکنه...

عصبی کننده ها به ترتیبه رفتن روی نروم:

۱-معلم فلسفه و منطق میبینمش Smilehaaمدام قیافه نکرش این شکلیهSmilehaa

۲-وای ابله روی پشتم که باعثه خجالتمه و اصلا نمیتونم تو راهه مدرسه سرمو بلند کنمSmilehaa

۳ وای عنکبوت امروز خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا من چقدر بگم از عنکبوت میترسم دقیقا امروز یه بزرگشون روی دیواره اتاقم بود و اینقدر جیغ زدم وقتی دیدمش که نصفه موهام ریختSmilehaa

دیگه کم کم میخوام مثه این گورمو بکنم تا شاید اونجا راحت بشمSmilehaa

من هر پاتر جدید موخامSmilehaa

قیافه اینوSmilehaa عاچقتم من

 

تاريخ جمعه بیست و نهم مهر 1390سـاعت 17:41 نويسنده سارینا | |

بابا یه اشاره کن با جون بدیم زیره پاتون ....فقط این ژسارو نرو با قلب نداریم....

وای من فداش بچم...

عخشمه...

عکس خوشگلاشو نمیذارم غش نکنین

 


ادامـــه مطلب
تاريخ جمعه پانزدهم مهر 1390سـاعت 21:59 نويسنده سارینا | |

برو تو کاره جمله پایین

گاهی وقتا سکوت همه چیز است.گفته ها سیاهی دفترند.باید از بیرون دادن انها پرهیز کرد.سکوت سپیده ی درون و حاشیه دفتر است.

که نه چشم را می ازارد نه خاطر کسی را مکدر میکند.

دوست خوب کسی است که سپید های دفتر دوستی ات را بخواند نه انکه دائم سیاهی هایش را برایت ورق بزند.......

خوب این از این برو تو کاره کامنتی که آزو جونم داده

پنجشنبه 31 شهریور1390 ساعت: 11:39 توسط:آزو
الهی قربونت برم من دل منم برات یه ذره شده خیلی دوست دارم مطمئن باش هیچ کس جای تورو تو قلبم نمیگیره عاشششششششششقتم
 وب سایت   پست الکترونیک
یه چرت و پرت پر از بغض .........


فدات بچم من آزو جونی دو سال دیگه طاقت بیاری خودم میام اونجا وباله گردنت میشم البته نه دانشگاه امیر من استعداد اونجاهارو ندارم از این دانشگاه شاسا میام ولی درکل میام اونجا خودت که میدونی من کلا وباله توام


خوب حالا عکسه عچقمو میذارم همه حال کنیم

فداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت بچم شوهره خودمه

همگی باییییییییییییییییییی

چقدر چرت و پرت گفتم

تاريخ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390سـاعت 23:33 نويسنده سارینا |

وای من عاچقه لی مین هوام

شکارچی شهرم دیدم ولی دیگه فکر نکنم بتونم فیلم ببینم و باید از وبم هم خداحافظی کنم لعنت به هرچی مدرسه است...........

اینم عکسه عچقمه ...

تاريخ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390سـاعت 18:59 نويسنده سارینا | |

آزو جون نمیدونم این پستو میخونی یا نه ولی در هر حال قبول شدنت رو توی دانشگاه امیر کبیر تبریک میگم کم چیزی نیستا مبارکت باشه هی بهت گفتم قبله رفتنت بیا همو ببینیم ولی دیگه دیر شد و رفتی فکر کنم از حالا به بعد اینقدر سرت شلوغه بشه که دیگه منو زیاد یادت نیاد ولی در هر حال موفق باشی عزیزم دوستتتتتتتتتتتت دارم بووووووووووووووووووس دلم حسابی برات تنگ شده و بیشتر هم تنگ میشه کلی برات امروز پشته تلفن گریه کردم اونجا با کسی بیشتر از من دوست نشیا که حسودیم میشه ........شاید خدا خواستو یه بار دیگه مثله بچگیا همیشه پیشه هم باشیم مثله وقتی که یارو هولت داد و ما چقدر خندیدم زیادی احساسی شدم .....

حالا اون ایمی نامرد که تحویلت نگرفت باید حصرت بخوره که چرا تورو از دست داد.....

چند روزپیش میدونی چیو گوش میدادم (من خیلی تسخم ....)یادته؟

مراقبه خودت باشیا ........منو یادت نره ها

کاش یه بار دیگه باهم باشیم مثله وقتی که مامات رفت مکه

مراقبه خودت باش عزیزم بوسسسسسسسسسس بای

تاريخ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390سـاعت 20:18 نويسنده سارینا | |

خوب باز حوصلم سر رفت گفتم بیام یکم چرت و پرت بنویسم

امروز سی دی هری پاترو گذاشتم با دوبله فارسیو از این وزرات ارشادو و اینا بعد یارو دامبلدور به دراکو میگه:میازار موری که دانه کش است که جان داردو جانش شیرین خوش است

اخه من برم به کی بگم انوقت به من میگن چرت و پرت نویس من چرت مینویسم یا اونا چرت دوبله میکنن؟

هرکی حالش بهم میخوره تو ادامه مطلب نره ........اینم یه دونه سوژه ایرانیه...

دعا کنین فیلتر نشم باز و دهنم بسته بمونه


ادامـــه مطلب
تاريخ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390سـاعت 15:52 نويسنده سارینا | |

 خوب علیکه سلام از این به بعد این وبلاگه تا ر عنکبوت بسته به طور جدی به کار خود ادامه میده نویسنده هم دیگه نمیپذیره دیگه هم گیر ندین خودم هستم مینویسم دلم پر بودم اومدم یکم چرت و پرت بنویسم برم اسمه وبلاگمم عوض میشه از فرشته کوچولوش  تغییر میکنه و میشه اگه تونستی  اون جلبکه تو کلتو به کار بندازی یه جایزه داری نمیتونی حدس بزنی دیگه خوب خودم میگم عصبانی نشو اسمش میشه یک لیوان چرت و پرت گلاسه اسمه قشنگیه خودم میدونم

+به به میبینم که سارینا خانوم دارن تشریف میبرن سوم دبیرستان

+دیگه چه چرتو پرتی میخواستم بنویسم آهان جدیدا گیر دادم به فیلم های کره ای اول که اون روزگاره شاهزاده رو دیدم بعدشم خواهر دوست داشتیه من بعدشم پسران برتر از گل و کلی با اون لی مین هو حال کردم حالا بماند که چقدر براش خودکشی کردم و اینا...

+چاق شدم و حسابی اعصابم ریخته بهم نمیدونم چه جوری برم مدرسه با این هیکل خجالت زده ام

آخه فک کن شدم ۵۸ کیلو من به کی بگم آخه !!!!!!!!!!!!!

+باز رفتم تو موده هری پاتر دارم همشونو از اول میبینم چندتا  عکسه  هم از اما و دنیل دارم اگه حوصله داشتم اپلودشون میکنم حال کنین ولی عکسای دنیلمو نمیذارم چون ماله خودمه

+یه جوکه چرت بگم؟یه روز دوتا فیل یاده هندستون میکنن خیلی چرت بود  از خودم درش آوردم

این تابستونی دو کیلو کیک تاینی خوردم واقعا چرا انقدر خوشمزه است؟دوتا جعبه هم ایستک حالا بماند چند هزارتا پیتزا ۲۰تیکه خوردم حالا خوبه مثله تهران از این پیتزا شف هاش نداره و گرنه باید یارو رو میخریدیم تو خونه برام درست کنه هی من بخورم

+چرت و پرتام تموم شد حالا برین ............

 

چَمـدآטּ ِ امیـدَمـ رآ مــے بَندَمـ

یآدَمـ بآشـَد خَنـده ـهآ و بوســہ ـهآیمـ رآ جآ نگـذآرَمـ

آرۓ مسآفـِرَمـ !

تآ دیآر ِ آغُوش ِ تُـ چند فرسَخــے بیش نَمآندِه

کمــے اَز دِلتنگــے دور شُده اَمـ ...

بــے تآبـ نَبآش !

کــہ اینـ مَقصـَد هیچ گآه مَبدآ نَخوآهـَد شُـد

مهمآنــے کــہ میزبآنَش نِگآه ِ تُـ بآشَد

دیگـر رَفتنــے نیستـ !

 +شعره باحالیه ببخشید باز از یه وبی کپی کردم خدا کنه صاحب وب منو حلال کنه

حالا چند تا عکس از اونایی که دوچشون میدالم میزارم تو ادامه کپی کنی کشتمت

عقده ای خودتی....

بعدا نوشته چرت و پرتی:دو ساعت فکر کردم ادامه مطلب دارم وبو باز کردم دیدم کلا حذفه واقعا چرت پرته

راستی بفرما گلاسه


ادامـــه مطلب
تاريخ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390سـاعت 0:11 نويسنده سارینا | |

مـــَטּ مے بآفم تو مے بافے...

مــَטּ براے تو کلآه تآ ســرت رآ گرم کنے...

تو برآے من دروغ تآ دلم را گرم کنے

+خیلی وقته آپ نکردما.........دلم تنگ شده بود

 

تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390سـاعت 22:35 نويسنده سارینا | |

غمگين مشو عزيز دلم
مثل هوا کنار توام
نه جاے کسے را تنگ مےکنم
نه کسے مرا مے بيند
نه صدايم را مےشنوند
دورے مکن
تو نخواهے بود
من اگر نباشم...

+پنی  جون وبلاگت مبارک عزیزم

http://up.vatandownload.com/images/7qluooktb2nqqujn1vq.jpg

تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390سـاعت 22:28 نويسنده سارینا | |


دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی ست نازنین

روزگار غریبی ست Pradaنازنین
تاريخ دوشنبه دهم مرداد 1390سـاعت 13:38 نويسنده سارینا | |

اینـ وـ بلاگـ نــــــــــــــــــــــــویسندهـ میـ پذیردــــــ

 

 how to look gorgeous

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
 
تاريخ شنبه هشتم مرداد 1390سـاعت 12:24 نويسنده سارینا |

آزو جونیه خودم تفلدت مبارکککککککککککککککککککک

اومدم اینجا برات تفد بگیرم

تولدت مبارک مبارک...

خوب برو ادامه مطلب و تا میتونی متن هایی که برای تولدت نوشتم بخون ذوق مرگ شو ...........

دوستانی که مایلند بیان تولد هم بیان.........00003653.gif


ادامـــه مطلب
تاريخ جمعه هفتم مرداد 1390سـاعت 17:42 نويسنده سارینا | |

این عروسک خوشمل برای دوکس جونیه عزیزم یول جونیه خودم عاشختم بوووووووووس

دوگانه جون عاچقتم دلم برا جفتتون تنگیده

تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390سـاعت 22:43 نويسنده سارینا |

فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟

تاريخ شنبه یکم مرداد 1390سـاعت 18:7 نويسنده سارینا | |

ananazi&sajjad